الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
559
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
مىشود مثل : جيشٌ عَدِيد : لشگرى زياد . إنّهم لذو عددٍ : يعنى آنها در موقعيّتى هستند كه از نظرت كثرت ، واجب است به حساب بيايند . در بارهء چيز كم مىگويند : هو شيء غير معدود : چيز كمى است . در آيه : ( فِي الْكَهْفِ سِنِينَ عَدَداً - 11 / كهف ) دو امر محتمل است : 1 - از عبارتى كه مىگويند : هذا غير مُعْتَدّ بِهِ . امرى حساب نشدنى . 2 - و يا از عبارت - و لَهُ عُدَّة - مشتقّ شده باشد يعنى چيز زيادى دارد كه در بارهء مال و سلاح و غير آن به حساب مىآيد و قابل توجّه است . گفت : ( لَأَعَدُّوا لَهُ عُدَّةً - 46 / توبه ) ( برايش مال و سلاح فراوانى تهيّه كرده بودند ) . ماءٌ عِدٌّ : آب چشمهاى كه قطع نمىشود و جارى است . عِدَّة : چيزى است كه شمرده شده و كم و اندك است ( قابل شمارش ) و آيه : ( وَ ما جَعَلْنا عِدَّتَهُمْ - 31 / مدثر ) يعنى : عددشان . و آيه : ( فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ - 184 / بقره ) روزهايى ديگر غير از زمان ماه رمضان كه از او فوت شده و روزهاش بر عهدهء اوست و آيه : ( إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ - 36 / توبه ) . العِدَّة : عدّهء زن و آن روزهايى است كه اگر پايان پذيرفت همبسترى و تزوّج با او جايز است . در آيات : ( فَما لَكُمْ عَلَيْهِنَّ مِنْ عِدَّةٍ تَعْتَدُّونَها - 49 / احزاب ) « 1 » ( فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ - 1 / طلاق ) ( وَ أَحْصُوا الْعِدَّةَ - 1 / طلاق )
--> ( 1 ) كسانى كه ايمان آوردهايد اگر زنان مؤمنى به همسرى برگزينيد و قبل از دست زدن و همبسترى با آنها طلاقشان داديد ، ديگر عدّهاى بر عهده آنها نداريد كه عدّه نگهداريد .